♥ دخمل کوشولوی من... آتین ♥
ღ دخترکــ. آبـــانـــی مـــنـــ. ღ
تاريخ : سه شنبه 12 / 2 / 1391 | نویسنده : مـامـان آتـیـن
بازدید : 2778 مرتبه

دیروز صبح با 9 روز تاخیر واکسن 18 ماهگی آتینو زدیم هورا خیلی واسه این واکسن استرس داشتم اما خدارو شکر می تونم بگم حتی راحت تر از واکسنای قبلیش هم بودهفرشته

یکی از واکسنارو رو بازوش زدن (دست راست) و اون یکی رو رو رانش (پای چپ) زدن. آتین تا خانوم سفید پوش و  تخت توی اتاق رو دید یاد آمپولای قبلیش افتاد و کلی گریه کردگریه اما همین که تموم شد گریه شم بند اومد . طفلی هی با بغض می گفت تَمــو سُـد (تموم شد )ناراحت

شنیده بودم به خاطر اینکه پادرد نگیرن بچه هارو بعد واکسن  باید مجبور به راه رفتن کنیم، ماهم آتینو بردیم پارک و کلی باهاش بازی کردیم بعدشم رفتیم خرید و بازم کلی راه رفت، همین که اومدیم خونه تخت گرفت خوابید تا 2 ساعت بعد خواب بقیه روز رو هم خوب و سرحال بود خدارو شکر ماچالبته یه کوچولو هم تب کرد که با دادن تایلانول کنترل شد. امروز هم که به لطف خدا از روزای قبل هم سرحالترهبغلقلب

دیروز براش کمپرس سرد و امروز هم کمپرس گرم کردم.

اینارو نوشتم چون میدونم خیلی از مادرا مثل خودم نگران این واکسن هستن و خواستم تجربیاتم رو در اختیار دوستای گلم قرار بدم. ایشالا که واسه نی نیای گل شما هم راحت باشهماچ

دخمل شجاع من آماده شده بره واکسن بزنهچشمک

آماده واکسن زدن

حیف که دوربینو نبرده بودم از بازیش تو پارک عکس بگیرم...اوه

اینم یه خواب خوش و راحت بعد واکسنمژه

خواب ناز

آتین در مسافرت اخیر (طبیعت زیبای استان کرمانشاه)قلب

عزیزمی

ناناسم

نفسممممممم

عاشقتممممممممم آتینیماچقلب

عشق من

 



موضوع :
درباره آتیـنم

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ♥ღღღ♥ღღღ♥ღღღ♥ღღღ♥ღღღ♥ღღღ ♥ آتـیـن کـوچـولـوی مـن مـتولـد 2 آبـان 1389 ♥

آخرین مطالب
دوستای خوب آتین
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 2 نفر
بازديدهاي امروز : 44 نفر
بازديدهاي ديروز : 119 نفر
بازدید هفته قبل : 531 نفر
كل بازديدها : 197879 نفر
امکانات جانبی