دردونه ی من در سن 18 ماهگی تو صحبت کردن کامل شده
دیگه رسما" سخنرانی می کنه برامون
وقتی حرف میزنه هیشکی باورش نمیشه 18 ماهشه...
خلاصه بگم: احساساتشو در مورد هر چیز بیان می کنه، با من شعر میخونه ، اظهار نظر می کنه، هرچی که می بینه و هرکاری که کرده رو شرح میده

توضیح کاملش و نمونه هایی از بلبل زبونیای خانوم طلا بمونه برا پست 19 ماهگیش!
الان اومدم عکسبارون کنم





ادامه مطلب هم ببینید یـــــــــه عالـــمـه عکس داریم
ادامه مطلب...
موضوع :
دیروز صبح با 9 روز تاخیر واکسن 18 ماهگی آتینو زدیم
خیلی واسه این واکسن استرس داشتم اما خدارو شکر می تونم بگم حتی راحت تر از واکسنای قبلیش هم بوده
یکی از واکسنارو رو بازوش زدن (دست راست) و اون یکی رو رو رانش (پای چپ) زدن. آتین تا خانوم سفید پوش و تخت توی اتاق رو دید یاد آمپولای قبلیش افتاد و کلی گریه کرد
اما همین که تموم شد گریه شم بند اومد . طفلی هی با بغض می گفت تَمــو سُـد (تموم شد )
شنیده بودم به خاطر اینکه پادرد نگیرن بچه هارو بعد واکسن باید مجبور به راه رفتن کنیم، ماهم آتینو بردیم پارک و کلی باهاش بازی کردیم بعدشم رفتیم خرید و بازم کلی راه رفت، همین که اومدیم خونه تخت گرفت خوابید تا 2 ساعت بعد
بقیه روز رو هم خوب و سرحال بود خدارو شکر
البته یه کوچولو هم تب کرد که با دادن تایلانول کنترل شد. امروز هم که به لطف خدا از روزای قبل هم سرحالتره

دیروز براش کمپرس سرد و امروز هم کمپرس گرم کردم.
اینارو نوشتم چون میدونم خیلی از مادرا مثل خودم نگران این واکسن هستن و خواستم تجربیاتم رو در اختیار دوستای گلم قرار بدم. ایشالا که واسه نی نیای گل شما هم راحت باشه
دخمل شجاع من آماده شده بره واکسن بزنه

حیف که دوربینو نبرده بودم از بازیش تو پارک عکس بگیرم...
اینم یه خواب خوش و راحت بعد واکسن

آتین در مسافرت اخیر (طبیعت زیبای استان کرمانشاه)



عاشقتممممممممم آتینی


موضوع :





